خبرگزاری فارس: معتقدم شهید آوینی بعنوان یکی از صاحبان ِ نظر در مباحث نظری مرتبط با انقلاب اسلامی، حکمت آمیزترین و عمیق‌ترین اظهار نظرهایش را در همین حوزه «هنر» ارائه کرده است و نظراتش در هیچ بابی، از این عمق وحشتناک برخوردار نیستند.

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، نویسنده وبلاگ اسکالپل در اولین نوشته اش پس از هک شدن وبلاگ نوشت: برای روزی که وبلاگ هک شد پستی آماده کرده بودم با موضوع گزارش آخرین جلسه آوینی شناسی ِ دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی که در سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم با عنوان «تجلی شیدایی» برگزار شد. اما آنروز، هکر وبلاگ زودتر از من به وبلاگ رسید و پست برای انتشار نرسید.

تصمیم گرفته بودم اگر وبلاگ برگشت، یکی از اولین پست‌ها را به یادداشتی در مورد این جلسه اختصاص بدهم؛ به چند دلیل. اول اینکه اگر فقط یک هفته مانده به شهادت شهید آوینی برای او بنویسیم و یک هفته هم بعد از آن، در واقع اینجا کاری جز آوینی نویسی انجام نداده‎‌ایم و در نهایت یاد او گرامی داشته شده (مثلا!) دوم اینکه «آوینی شناسی» یکی از فصل‌های این وبلاگ است و آوینی شناسی، کار مستمر می‌خواهد و فهم آماده. دومی را ندارم، اولی را که... داریم؟؟! سوم اینکه می‌خواستم فایل صوتی جلسه را روی وبلاگ قرار بدهم که البته چون بعد از خروج از جلسه تا امروز، بدلیل عدم حضور در تبریز موفق به مراجعه به دفتر نشده‌ام این فایل را هنوز در اختیار ندارم.

چهارم اینکه جلسه‌ی روز ۲۰ فروردین که در دفتر مطالعات برگزار شد، جلسه خاصی بود به چندین دلیل: اولا در سالروز شهادت او برگزار می‌شد و دل‌ها اشتیاق بیشتری برای حضور در جلسه‌ای که با نام آوینی تشکیل شده بود داشتند و مهمتر از آن ذهن‌ها آماده‌تر بودند برای دریافت. ثانیا جناب «مهدی نعلبندی» عزیز که همان بزرگواری است که مرا در سال ۷۵ با شهید آوینی آشنا کرده است، در جلسه حضور داشت. ثالثا و مهمتر از همه اینکه موضوع جلسه، «هنر از منظر شهید آوینی» بود. ثالثا به بعدش، مهم نیست!

توضیح: معتقدم شهید آوینی بعنوان یکی از صاحبان ِ نظر در مباحث نظری مرتبط با انقلاب اسلامی، حکمت آمیزترین و عمیق‌ترین اظهار نظرهایش را در همین حوزه «هنر» ارائه کرده است و نظراتش در هیچ بابی، از این عمق وحشتناک برخوردار نیستند.

شاهدش هم جمله مشهورش است در وصف هنر؛ «هنر آنست که بمیری پیش از آنکه بمیرانندت...» و این جمله نزد ارباب معنا، مبنای معرفت الله و پیمودن راه خداست که ملهم از روایت مشهور نبوی (ص) است که می‌فرماید: «موتوا قبل ان تموتوا». قصد پرداختن به این جمله عجیب و غریب را اینجا ندارم. بماند که باقی نظرات سید شهیدان اهل قلم هم در باب «هنر» همینقدر عجیب و غریبند بخصوص استنادات او به قرآن کریم برای تبیین ماهیت «هنر».

بطور مثال استنادش به آیه «و ما امرنا الا واحدة کلمح بالبصر» در اثبات عدم انتزاع فرم و محتوی در هنر در عالم واقع، و یا استناد فوق‌العاده عمیقش به آیه «و له المثل الاعلی فی السموات و الارض» در توضیح موضوع سمبل در هنر. حقیقتا بدون قرآن خواندن، فهم آراء شهید آوینی در باب «هنر» - آنطور که خودش از این کلمه می‌فهمید - سخت است. گاهی هم معضل است! مثلا فهم اینکه «هنر تجلی حسن و بهاء حضرت حق است» حقاً از معضلات است. این یکی را من هر چه کردم بفهمم که یعنی چه، نفهمیدم!

شبی که تا نزدیک صبح نشسته بودم برای دسته بندی نظرات شهید آوینی در موضوع «هنر»، آنقدر هیجان زده شده بودم که چیزی نمانده بود بلند شوم نصفه شبی وسط اتاق چرخی بزنم و برم توی دیوار!! آخر هنرمندی که «حسن و بهاء حق» در اثرش جلوه کرده، دانشجوی کدام دانشگاه هنر است و پاتوقش کجاست و اثرش روی کدام دیوار است و کدام فیلم؟ اصلا شهید آوینی این یاسین‌ها را برای که خوانده بود وقتی محل تجلی «حسن و بهاء حق» سینه مبارک امام باقر علیه السلام بوده که از خداوند درخواست این تجلی را می‌کرد: «اللهم انی اسئلک من بهائک بأبهاه...» ؟ و اصولا آن هنرمندی که شهید آوینی او را «همزبان عرفا و همسفر آنان، آن سان که منظور حضرت امام بود» می‌خواند دفترش کجاست؟ و هنرمندی که «مست کأس دهاق و شراب طهور است» در کدام کوچه و خیابان این کشور زندگی می‌کند؟ کدام کافی شاپ می‌رود؟ در کدام گالری می‌شود پیدایش کرد و از او امضایی گرفت؟ آخر «و سقاهم ربهم شرابا طهورا» در شأن امیر علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها نازل شده و مفاز و حدائق اعناب و کواعب اتراب و کأس دهاق، مال «متقین» است!

عنوان جلسه، «تجلی شیدایی» بود و این تعبیر خود شهید آوینی از «هنر» است. همو که می‌گفت هرگز «هنر» را به معنی مصطلح آن که رایج است نگرفته و برای همین «تجلی شیدایی» در زمان ما جز در خود او ظهور نکرد که نکرد. عنوان با مسمایی بود و خودم انتخابش کرده بودم!! خیلی از نظرات معرفتی شهید آوینی در باب هنر را نرسیدم که در جلسه برای جمع بخوانم. اواخر جلسه هم که رسیده بودم به بحث نسبت هنر و انقلاب اسلامی و تحلیل‌های عمیق شهید آوینی از هنر انقلاب اسلامی و اینکه فقط هنری هنر انقلاب اسلامی است که در خدمت مبارزه با استکبار باشد و تجدید میثاق ما با خدا در آن مشهود باشد و بقیه هر چه هست عین بی‌هنری است، یادداشتی گذاشتند روی میز که می‌گفت ده دقیقه دیگر از منبر بیایم پایین و پرسش و پاسخ صورت بگیرد. جلسه با تعداد محدودی صندلی که وقتی رسیدم به دفتر پر شده بودند شروع شده بود اما موقع اتمام، همان تعداد هم نشسته بودند روی موکت دفتر و تا زیر پرده نمایش اسلایدها آمده بودند. دم غنیمت بود برای ایجاد اشتعال در دل‌ها اما وقت مثل همیشه بی‌انصاف بود و تمام شد.

تنها فایل قابل دانلودی که از جلسه فعلا در اختیار دارم، گزارش خبری خبرنگار شبکه سهند، برادر متعهدم «رامین مرادی» است که برای بخش خبری ۱۹:۳۰ شبکه سهند در روز ۲۰ فروردین کار کرده است و چند فریم از جلسه در آن گنجانده شده.